تبليغاتX
ایران بی اسلام
تقدیم به کسی که پیدایم کرد و در بین راه او را گم کردم



یاهمه خوش بختند یا همه بد بختند

دیروز یکی از بچه ها زنگ زد خونمون .خیلی خوش گذرونه. همش این ور اون ور تفریح و مسافرت و...قید چیزای دیگرو زده بود می گفت از زندگی سیرم  .دلم گرفت می گفتم اون که این قدر خوش بخت اینه می گه دیگه وای به حال من که..... زنگ زدم به یکی از دوستام که آرزو داشتم و دارم که مثل اون یا یکی مثل اون باشم .از همه نظر سره.سال سوم پزشکی.خونه بالا شهر.بهترین ماشین  و بهترین خونواده با بهترین عقاید .خیلی بهش حسودیم میشد خیلی از من سر بود ولی از اون جایی که از بچگی با هم بودیم باهاش راحت بودم ده دقیقه ای که حرف زدم دیدم خانم زد زیر گریه که ..........خوش بحالت از خودم متنفرم .حالم از خودم بهم می خوره .7سال از بهترین سالای عمرمون رو باید بذاریم واسه درس خوندن تازه پرشک عمومی که کسی تره هم واسش خورد نمی کنه و اگه بخوایم ادامه بدیم باید 12 تا 14 سال بگذرونیم و بعدشم بتونیم مطب بزنیم کارمون خوب باشه.یا نه.....می گفته اونجا تو دانشگاه از درس فرار می کنیم می زنیم خیابون فرداش باید از خیابوون فرار کنیم و بزنیم به درس.....گفت دلم می خواست به جای فلانی باشم دو سال درس خوندو الان حسابدار  و یه زندگی خوبی برا خودش دست و پا کرد...کمی حرف زد و بعد از اون جایی که کسی که دوستم بهش حسادت می ورزید و می شناختم زنگ زدم به اون....تازه از سر کار اومده بود خونه و کلی قر قر که چرا بد موقع تماس گرفتی و من به کارام نرسیدم و بد بخت شدم و حالم از این زنگی بهم می خوره و صبح تا 2 عصر باید سر کار باشم و بعد بیام خونه و ناهار درست کنم شوهرم بیاد خونه بخوره باعجله بره سر کارو وشب ساعت 9 بیاد و من 8 بیام همه سهممون از زندگی باهم همینه .همش یه دستم به ماشین حساب و یه دستم به گاز و غذا....خوش به حال .......که الان گرفته خوابیده و یا استخره ....

اگه بخوام اداده بدم سرتون درد می گیره ولی باید باور کنیم  که از ماست که برماست  این همون اعمال خودمونه که وقتی با خودمون خلوت می کنیم و نگاشون می کنیم جز کلافه شدن چیز دیگه ای نداره.چون همش عادت کردیم نیمه خالی لیوان رو خیلی بزرگ و نیمه پر لیوان رو خیلی کوچیک جلوه بدیم.همیشه عادت کردیم نگاه کنیم که دیگرون چه خوش بختی دارن ومابدبختیم.دبیرمون آقای س م ر نجفی خیلی چیزای باارزشی بهمون یاد دادن ولی آخرین جمله ای که روی آخرین برگه که بهمون دادننوشته بود روم تاثیر بیشتری گذاشت .و اون این بود که زندگی مثل دوچرخه است اگه بخوای زمین نخوری باید حرکت کنی(البته اگه درست نوشته باشم).

ماهم به جای این چشم وهم چشمی ها باید راه خوبی واسه خودمون انتخابو همون رو به درستی ادامه بدیم.


موضوع :
| +| نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387 و ساعت 13:39 توسط سوشیانت |


پشیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــمونی

سلام

دیروز کنکور داشتم سال اولم بود کنکور می ددم.خیلی پشیمونم درس نخوندم حالا باید دوباره پشت کنکور بمونم واسه یه سال دیگه .نمی دونم چی بگم کلافم .ای کاش دوسال دیرتر به دنیا اومده بود کنکور نداشتم  .

ولی حیف  حیف که ای کاش ها را کاشتم و سبز نشد.

 


موضوع :
| +| نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1387 و ساعت 14:48 توسط سوشیانت |


سلام

این متن جدیدم درباره یکی از بچه هاست که تغییر کرد البته خودش خواست وتونست اینم نشونه اش می تونید ببینید.

من گلنار ، به نصیحت یکی از بهترین وجدانهای روی زمین ، مهندس م ص ح

از کلیه فعالیتهای سکسی و هکری کنار میکشم و توبه میکنم. شما هــــم

 میتونید توبه کنید.شب اول قبر به جون خودم خیلی دردناکه. امیدوارم خدای

 بزرگ همه ما رو ببخشه و از تقصیر هممون بگذره که مطمئنم بزرگتر از این

 حرفاست.امیدوارم خدا توبه من رو بپذیره. خدایا به سوی تو میآیم.من رو بپذیر.

 

 


موضوع :
| +| نوشته شده در شنبه هجدهم خرداد 1387 و ساعت 21:20 توسط سوشیانت |


جوووووووووووونی
سلام

اینم آپ جدید ما که  حرف ژاله خانوم بود

جونی خودش قشنگی داره این قد بزک دوزک(آرایش و جلف بازی )نمی خواد/

به خدا راست می گه/

                        


موضوع :
| +| نوشته شده در شنبه هجدهم خرداد 1387 و ساعت 13:56 توسط سوشیانت |


این بالایی دل نداره ؟؟؟؟؟؟؟پارک رفتنو دوست نداره

ولی این پایینی دل داره.

ملت ایران سکوت را نشانه ایمان قوی می دانند

مالی روی هم ذخیره نمی شود مگر حق مظلومی پایمال شود.

 


موضوع :
| +| نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 و ساعت 14:44 توسط سوشیانت |


نمی دونم از کجا شروع کنم .خنده ام می گیره وقتی مثلا دختر خانوما یا اقا پسرایی رو می بینم که

فقط به فکر ظاهرشون هستن.همین اول نوشته بگم من امل نیستم و تازه 18 سال دارم  اصلا هم

 ادعای خوب بودن نمی کنم ولی چند وقت پیش با خودم راحت نشستم فکر کردم دیدم  6 یا7 سال

زندگیمون غرق گناه بود به جایی نرسیدیم(چراشونمی دونم) .

مثلا چند روز پیش تو.....یه دختری کنارم نشسته بود که یه دسش یه ایینه بود و یه دسش به  لوازم

 ارایشیش اصلا خودشم نمی دونست چی کار می کنه و برا چی...یه هو یه سوسک از کنارش رد شد

 اونجا نبودین که ببینید چه جیغی کشید کرهم بود می شنید خیلی ترسیدم گفتم چه مرگیش شده وقتی نگاش

کردم دیدم خانوم 5 سانت سوسک دیده به تریپش بر خورده که که چرا جایی که من هستم سوسک هم

هست ولی همین خوشگل خانوم اگه بعد از دویست سال بخواند بمیرن و ببرنش توی قبرستون چی کار

 می خواد بکنه مگه قبرستون سوسک نداره .تازه اون جا جک و جونورایی داره که تو عمرت ندیدی اخه

غذا و خوراک مفت واسشون ریخته(منظورم جنازه های مرده هاست).

با دوستم که درباره این موضوع حرف می زدم می گفت اون موقع ما مردیم جون نداریم که از سوسک

بترسیم ولی ....مگه نمی گید که مرده جون نداره پس دل دارین برین یه روز قبرستون شب اونجا بمونین

تنهای تنها (خوب مرده که جون نداره نمی تونه اذیتتون کنه .بقیه چیزا هم که همه جا هست و طبیعیه تاریکی

 درخت اب و.... ) ولی  ولی باور کنید اونایی که نظرشون مثل دوست منه دارن خودشون رو گول می زنن تا قانع

 بشن و بتونن گناهاشون انجام بدن.ولی باور کنید ما که الان جوون هستیم تا چشم باز می کنیم می بینیم وقت

وقت مردنه وقت وقت رفتنه تازه مرگ زمان خاصی نداره بیاین هر روز نیم ساعتو با خودتون خلوت کنید.

اگه از قبر و مرده و هیچ چی نمی ترسین اشکالی نداره هر کاری می خواین بکنید ولی اگه یه درصد هم احتمال

بدین که اون جهان حقیقته(باور کنید خیلی بیشتر از یه درصد احتمال داره چون تا حالا چیزای زیادی از تو قران

حقیقتش معلوم شده) چه طوری میتونید اون دنیا اتیش داغو مذاب و بوی تنفن رو تحمل کنید  مایی که تو این دنیا

 ذره ای  سختی نکشیده ایم

بازم می گم منم مثل شما بودم ولی حالا خیلی خودم رو دوست دارم چون حالا مطمئن هستم اگه با حجابم دوستام

دوستم ندارن ولی اون که گفته : "ای داوود اگر روی گردان از من چگونگی انتظارم برای انان و

 اشتیاق مرا به ترک معصصیت  هایشان می دانستند بدون شک از شوق امدن به سوی من

 می مردند و بند بند وجودشان از محبت من از هم می گسست ."دوستم داره.

 


موضوع :
| +| نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 و ساعت 12:26 توسط سوشیانت |


خدا شناسی
دانشجویی سر کلاس فلسفه نشسته بود. موضوع درس درباره خدا بود. استاد پرسید(آیا در این کلاس کسی هست که صدای خدا را شنیده باشد؟) کسی پاسخ نداد.
استاد دوباره پرسیدآیا در این کلاس کسی هست که خدا را لمس کرده باشد؟) دوباره کسی پاسخ نداد.
استاد برای سومین بار پرسید): آیا در این کلاس کسی هست که خدا را دیده باشد؟) برای سومین بار هم کسی پاسخ نداد. استاد با قاطعیت گفتبا این وصف خدا وجود ندارد).
دانشجو به هیچ روی با استدلال استاد موافق نبود و اجازه خواست تا صحبت کند. استاد پذیرفت. دانشجو از جایش برخواست و از همکلاسی هایش پرسید: (آیا در این کلاس کسی هست که صدای مغز استاد را شنیده باشد؟) همه سکوت کردند.
(آیا در این کلاس کسی هست که مغز استاد را لمس کرده باشد؟) همچنان کسی چیزی نگفت.
(آیا در این کلاس کسی هست که مغز استاد را دیده باشد؟)
وقتی برای سومین بار کسی پاسخی نداد، دانشجو چنین نتیجه گیری کرد که استادشان مغز ندارد

 

این مطالب   را از وبلاگ  دیگری نوشتم


موضوع :
| +| نوشته شده در جمعه دهم خرداد 1387 و ساعت 0:36 توسط سوشیانت |


مرگ بر ......

اينجا ايران است. حکومتش ،حکومت امام زمان است.بر مبناي قرآن است. رهبرش ،رهبر مستضعفين جهان است. قوت غالب مردم نان است. بهاي نان،به قيمت جان است. ثروتش براي فلسطينيان است.دانشگاهش ،ستاره باران است. جاي روشنفکرانش ، زندان است. هر که فرياد بزند ،از کافران است. سکوت نشانه مسلمان است. شرکت در راهپيمايي بزرگترين نشانه ايمان است.انچه روز به روز ارزان ميشود جان انسان است. ، ايراني اين را براي ايرانيان بفرست بعدش با خریت تمام دفعه بعدی هم برید پای صندوق های رای


موضوع :
| +| نوشته شده در جمعه دهم خرداد 1387 و ساعت 0:32 توسط سوشیانت |


با سنگ ها بگو چه اندیشه می کنند

حتی بدون بال کبوتر کبوتر است.  ( محمد کاظم کاظمی)

        


موضوع :
| +| نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387 و ساعت 22:27 توسط سوشیانت |


زمانی بود نمیدونم هنوز همون زمانه یا نه. مسئولین کشوری با مشارکت ادارات فرهنگی ، دوره های آموزش وبلاگ راه میانداختن و حتی در همین بوشهر خودمون هم همایش وبلاگ نویسان برگزار شد. حتی بعدشم همایش چتر ها و هکر ها برگزار شد. باور کنید خودمم شاخ در آوردم .با بهروز داشتیم چند روز میخندیدیم. همایش هکر ها و چتر ها رو میشه به حساب این گذاشت که میخوان ببینن بچه سوسولا و تخسای استان و شهر کیا هستن تا نشونشون کنن و موقع اتفاق و حادثه ای برن بزنن پس گردنشون که بگین کار کیه.

اما مدتهای زیادی تو فکر این بودم که دیگه چرا مسئولین کشوری دست به کار ترویج و تشویق وبلاگ نویسی زدن. اگه فقط تبلیغ یک سایت میکردن که مثلا همگی برید توی سایت پرشین بلاگ وبلاگ بسازید ، میگفتم خوب از مسئولین این سایت پول گرفتن که تبلیغ کنن و این چیز عجیبی نیست . ولی وقتی فقط التماس میکنن که پسرا و دخترای خوب بشینین تو خونتون و یه فرصتی بزارید و وبلاگ بنویسید ، میفهمید قضیه یه کم بو داره!!! این پسرا و دخترای خوب هم چی مینویسن؟ چیزی نمینویسن که !!!میزارن شب که شد و حسش اومد مینویسن 

 شب خوابیدم ، صبح شد . آفتاب اومد ، پشه صبحگاهی هم اومد اما تو نیومدی

باور کنید من یعنی محمد صادق حاتمی بچه ناف بوشهر که مثل من پیدا نمیشه !!! رفتم ۱۵۰۰۰ تومن دادم به یه جامعه شناس و ازش یه وقت مصاحبه گرفتم که ببینم این دنیا داره به کدوم ور میره و ندونسته سرم رو نزارم زمین و بمیرم الهی از دستم راحت شین. حاال فهمیدین که چرا میگم مثل من (خل ولخرج) پیدا نمیشه.!!!؟؟؟

جواب اون جامعه شناس این بود : فتحعلیشاه قاجار وقتی مرد ، به پسرش که جانشینش شد اینطور نصیحت کرد :

 پسرم ، تا میتونی مردم رو گرسنه نگه دار تا فرصت نکنند بر علیه تو شورش کنند.

همینطور چند سال بعدش رضا خان به محمد رضا شاه اینطور نصیحت کرد :

پسرم ، تا میتونی مردم رو گرسنه نگه دار تا جون نداشته باشن بر علیه تو شورش نکنن.

اما در زمونه حالایی که همه جا ترک و لر و عرب و فارسو بلوچ و کرمونی!!! زیاد شده و همه به هم ریختن و قاطی شدن ، نمیشه به طور یکسان این نصیحت و یا حتی برعکسش رو استفاده کرد. در ذهن و جون همه ما آدما یه حس جامعه ستیزی وجود داره.دقت هم کرده باشید به محض اینکه احمدی نژاد انتخاب میشه ، همه میریزن و تف و لعنت میکنن احمدی نژاد بیچاره رو. وضع اقتصاد بده؟ همه چی گرون شده؟ چرا کسی اسم وزیر اقتصاد که عامل اصلیه این سوء مدیریته رو نمیاره؟ فکر میکنید چرا چیزی به نام وزیر وجود داره؟ بخاطر اینه که همه کارا رو دوش رئیس جمهور ریخته نشه و کارها هر کدوم بر حسب موضوعشون به عهده وزیری گذاشته بشه و رئیس جمهور روی کارشون نظارت کنه.

چند روز پیش داشتم از خیابون ویلای تهران بالا میرفتم. دیدم یه پیرزن کنار خیابون وایساده داره مثل ابر بهار اشک میریزه و به احمدی نژاد فحش میده که الهی به زمین گرم بخوری و روزگارت .... شک داشتم که این یه وقت آدم شر نباشه .اما از اونجایی که از همه چی باید سر در بیارم رفتم جلو گفتم مادر جان چی شده؟ کمکی از دست من بر میاد؟ یه قبض رو  بهم نشون داد که مبلغی رو به عنوان حق بیمه روش نوشته بودن.در اصل یه برگ درخواست حق بیمه بود. بهم گفت ببین پسرم ، من این قبض رو بردم این بیمه که توی این کوچس و گفتن که اینجا این قبض رو نمیدن.من پیرزن باید چیکار کنم با این مردم بی مسئولیت؟ خدا لعنت کنه ... نژاد و دار و دستشو. بالای قبض رو که نیگا کردم دیدم نوشته بیمه ایران اما شرکت بیمه ای که این پیرزن رفته بود و ردش کرده بودن بیمه البرز بود. اما این پیرزن با این اتفاق ، بدون توجه به دلیل رد شدن از شرکت بیمه مربوطه ، آمــــــادگی و شـــــارژ کافی رو برای لعنت فرستادن به احمدی نژاد دارا بود و دریغ هم نمیکرد در کنار خیابون شلوغ سر چهار راه کلانتری. بهش که آدرس بیمه ایران رو دادم ساکت شد و به منم مثل یکی از اون بی مسئولیتا نیگا کرد و به طرف بیمه ایران رفت.

فکر میکنید چرا این بلا به این سرعت سر جناب خاتمی نیومد و مردم مثل احمدی نژاد در روزهای اول انتخابش الکی الکی همه چیز رو به گردن دکتر خاتمی ننداختن؟ چون خاتمی عزیز دلم با تیزهوشی تحسین برانگیز خودش ، با شعار جوانگرایی تونست حس جامعه ستیزی رو که در دل جوونها (پر جمعیت ترین قشر اون زمان) وجود داره رو بخوابونه برای مدتی. خیلی باید ساده باشید که فکر کنید اون شعارای جوون پرستی و آزادی ماهواره و اینجور حرفا رو بخاطر آزادی ماهواره واقعا زده باشه. بخاطر همین کاراشه که من دکتر خاتمی رو میپرستم.

حالا فکر میکنید این جکهایی که از ترکا و قزوینیا و رشتیا و کرمونیا !!! سر زبوناس از کجا ساخته میشه و سازندش کیه؟ باور کنید اگه بگردید میبینید هرچی جک ترکیه ، بوسیله خود ترکا ساخته میشه و سر زبونا میوفته و خودشونم از این جکا کیف میکنن. حالا ترکا کی این جکا رو میسازن؟ وقتی از جمع ترکا رفتن بیرون.رفتن بین فارسا یا عربا نشستن. فقط همینه؟ نه جونم.نه قربون اون حس ایرونی پرستی تون برم که به قول مستدام سیاوش قمیشی "هیشکی مث ایرونی نمیشه".بیاید با هم یه شوک رو ببینیم.یه شوک روحی روانی در حس ایرانی خودمون.امیدوارم ظرفیت شنیدنش رو داشته باشید و سکته نزنید.قبلش بگم یکی از دادها و غمها و زجرهای پیامبر اکرم این بود که "به خدا شکایت دارم از اینکه شما مسلمانان در دین راستین خودتون متفرق هستید و کفار در دین دروغی خودشون با هم متحد هستند"

حتما توی این مدت شما هم به مطالبی که در مورد تغییر نام خلیج فارس بوده برخورد کردید .. توی تالار ها ٬ توی چت روم ها ٬ توی رادیو ٬ تلویزیون و جدیدا از طریق sms که آقا این اجنبی های پدر صلواتی اومدن و میخوان تاریج چند هزار ساله ایران رو به خیال خودشون زیر سوال ببرن و هی از این عربا پول میگیرن و چیزهایی که به اسم ایران هست رو تغییر میدن و  ادامه داستان ... خلاصه من هم به دنبال اون داستان سال قبل که به مناسبت روز خلیج فارس سرور وزارت ارتباطات امارات رو هک کردیم گفتم بذار امسال هم مثل سال قبل یه سری سایت اماراتی رو هک کنیم .. در حال جستجو بودم که ببینم کدوم یکی از سایت های این ملخ خورها از لفظ خلیج عربی بیشتر استفاده کرده که چشمم به چیز جالبی خورد ! BMI.ae از اونجایی که ما کشور خیلی پیشرفته ای هستیم و تمام بانک ها و تشکیلات مملکتمون سایت دارن با دیدن این آدرس من یاد سایت " بانک ملی ایران " افتادم و وقتی که وارد سایت شدم در کمال تعجب دیدم که بله این سایت ٬ سایت بانک ملی ایران شعبه اماراته ! که در کمال بی شرمی جایی که آدرس کشور ۲ سه وجبی امارات رو داشته توضیح میداده اومده از لفظ خلیج عرب به جای خلیج فارس استفاده کرده !!

این لینک اون صفحه باعث شرمندگی ما !!

 

البته این لینک رو بعد از شکایت ایران به نشنال ژئو گرافی ویرایش کردن.اینم لینک همین سایت بانک ملی ایــــــران قبل از تغییر

Cache گوگل ..
 

همون موقع بود که من یاد ضرب المثل از ماست که بر ماست افتادم که بابا این ملخ خورها که چیزی حالیشون نیست !! ما که میفهمیم دیگه چرا ؟؟ و یه بار دیگه به بازی مسخره سرکار گذاشتن مردم سر مسئله های الکی پی بردم که مسائل مهم زندگی یادشون بره و همه حتی اون کسی که نمیدونه اینترنت چیه بیاد و بخواد اعتراض و اینا رو امضا کنه که چی بشه خدا میدونه !! خلاصه من به شخصه بیخیال ایران پرستی و ای دشمن ار تو سنگ خاره ای من آهنم شدم ! همش شعاره برای بر انگیختن حس میهن پرستی مردم در صورتی که خودشون هنوز اعتقادی ندارن. صدای من که به جایی نمیرسه ! اون کسی که صداش رو همه دارن میشنون داره میگه خلیج عرب !! چرا که به قول شاعر خودمون :  

  فقط صداست که میماند  

به قول یکی از دوستانی که در سفر هند باهاش آشنا شدم مهم اینه که آدمیزاد پاک و صادق و با غیرت باشه و بتونه عقلش رو به کار بندازه در هر چیز حتی غیرتش و مثل خیلی از مردای خانواده های ما بجای با غیرت بودن ، بد دل نشیم و از اینکه زنمون با داداش خودشم صحبت کنه غیرتی نشیم.این بیماریه.دیگه هر چه پیش آید خوش آید. آدم باشیم کافیه. برای دعای امشبم دستامو رو به آسمون نمیبرم چون خدا در وجود آدمها هست و من رو در اغوشش گرفته.خدایا اول با آتشت پاکم کن ، سپس خاکم کن.


موضوع :
| +| نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387 و ساعت 22:22 توسط سوشیانت |